زمینه شهادت حضرت رقیه -سلام الله علیها- (یکی بود و یکی نبود)

دیشب تا خود صبح  قصه ام یاد تو بود
تو ویرونه یکی           بود و یکی نبود
میدونی دلخورم از دستت - از این همه غم تنهایی
اونوقت که گم شدم تو صحرا - چرا نیومدی بابایی؟

آشتی بی آشتی  بابا!
دوسم نداشتی؟  بابا!
تنهام گذاشتی   بابا!

ادامه نوشته

غزل مصیبت حضرت رقیه -سلام الله علیها- (کشید موی مرا دست ساربان بابا)

به دامنم ببرد رشک، آسمان بابا!
به ماه تا که تو را می دهم نشان بابا!

تو بعد نیزه و طشت و تنور و خورجین ها
شدی به کودک ویرانه میهمان بابا!

ادامه نوشته

نوحه شب شهادت حضرت رقیه (س) (من شدم ام البکاء)

ای امیر بی سپاهم   شد خرابه قتلگاهم 2
حسین، سختی دوران یتیمی
درد بی درمان یتیمی
ای حسین جان  ای حسین جان
بابا! زیر بار غصه ها   بابا! من شدم ام البکاء 2
بابا یا أبا المظلوم حسین 3

ادامه نوشته